محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

727

خلاصة الحكمة ( فارسى )

قريب‌تر به مجارى بول غير از گرده نيست ؛ پس از آن است و لهذا گفته‌اند : هر گاه در بول قطعهء سفيدى به مقدار دانهء انار ظاهر گردد ، علامت ذوبان شحم گرده است . سؤال : اگر گويند : شحم [ در ] محيط خارج گرده است نه داخل آن ؛ پس اذابهء شحم خارج آن چگونه نفوذ به داخل آن مىنمايد ؟ به تخصيص كه اين مقدار بزرگ نفوذ نمايد و اخراج يابد ! جواب اين « 1 » است كه : درست است اين و ليكن كيفيت اين آن است كه چون گداخته « 2 » يافت ، طبيعت آن را به اذن خالق آن - عز و جلّ - از مسامات آن نفوذ مىفرمايد و مندفع مىگرداند به داخل آن تا با بول استخراج يابد و چون به مثانه آيد ، به سبب برودت آن انجماد يابد و به شكل مذكور شده اخراج يابد . و اگر گويند : وجه تعيين انجماد به مقدار دانهء انار چيست ؟ چرا بزرگ تر از آن نمىگردد ؟ ! جواب آن است كه : از آن سخن ، محاليت بزرگ‌تر از آن نمىرسد ؛ بلكه ممكن است و ليكن اكثرى چنان است ؛ به جهت آن كه اندك اندك از شحم گداخته به نحو مذكور به مثانه مىآيد و همان قدر غلظت و انجماد مىيابد . و چون قدرى « 3 » ديگر آمد ، باز آن انجماد مىيابد و همچنين . مؤلف گويد : بول شخصى را ديده « 4 » كه جرب گرده داشت كه چون « 5 » بول آن را در شيشه مىگرفتند ، بعد از زمانى در شيشه همگى آن منجمد مىگشت - مانند قطعهء دنبهء گوسفندى - كه بدون تقطيع از شيشه برنمىآمد . و مدتى بدين منوال بود . و اگر گويند كه : دسومت در اعضاء دسمهء ثلاثه ، در بول كه مىآيد : بعضى از آن كه منعقد مىگردد آن را رسوب مىنامند و بعضى كه منعقد نمىگردد ، بلكه همان قسم گداخته با بول مىماند و آن را چرب مىسازد . علت انعقاد بعضى و عدم انعقاد بعضى چيست ؟ جواب آن است كه : ذوبان دو نوع مىباشد : يكى ، آن كه مفرط الذوب است . و اين ، رطوبت آن را فانى مىسازد [ و ] بدان سبب ، ارضيت بر مادّهء مذابه غلبه نموده آن را منعقد مىگرداند و لهذا به سرعت و سهولت منجمد مىگردد .

--> ( 1 ) . ب : آن . ( 2 ) . ب : گداز . ( 3 ) . ب : قدر . ( 4 ) . ب : ديده‌ام . ( 5 ) . ب : و چون .